غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
256
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شيفته پسر كفشگرى شد و پدرش را گفت كه حيفست كه لب و دندان اين پسر مصاحب چرم خر باشد كفشگر گفت كه ما مردم فقيريم و غير اين حرفه نداريم اگر چرمخر بدندان نگيريم نان بدست نيايد شيخ پرسيد كه اين پسر هرروز چه مقدار كار مىكند جوابداد كه هرروز چهار درم شيخ فرمود كه من هرروز هشت درم مىدهم بايد كه ديگر اين كار نكند بعد از آن هرروز شيخ عراقى بدكان كفشگر رفتى و اشعار خواندى و اشك افشاندى حسودان اينخبر بسلطان رسانيدند از ايشان پرسيد كه شيخ هرگز اين پسر را با خود به جائى ميبرد گفتند نى گفت در دكان با وى در خلوت مىنشيند گفتند نى آنگاه دوات و قلم خواست و بنوشت كه هرروز پنج دينار بر وظيفه خادمان شيخ بيفزايند و شيخ عراقى پس از چندگاه از مصر بشام شتافته در دمشق مقام ساخت و پسرش كبير الدين كه در مولتان مانده بود در آن بلده بملازمت پدر رسيد و مقارن آنحال شيخ مريض شده شرط وصيت بجاى آورد و در اوقات مرض اين رباعى نظم كرد نظم در سابقه چون قرار عالم دادند * مانا كهنه بر مراد آدم دادند زان قاعده و قرار كان روز فتاد * نى پيش بكس وعده و نى كم دادند وفات شيخ عراقى در ششم ذا القعده سنه ثمان و ثمانين و ستمائه اتفاق افتاد و در صالحيهء دمشق در قفاء قبر شيخ محى الدين العربى مدفون شد و مرقد ولدش كبير - الدين هم آنجاست و از علماء زمان ملك ظاهر يكى حافظ نجم الدين على بن عبد الكافى است در تصحيح المصابيح مسطور است كه حافظ نجم الدين قبل از آنكه سنين ايام حياتش به عقد ثلثين رسيد فوت شد و اگر او را اجل امان دادى در حفظ حديث بمرتبه ميرسيد كه بر تمامى محدثان متقدمين فايق ميگرديد غروب كوكب زندگانى نجم الدين در شهور سنه اثنى و سبعين و ستمائه دست داد و ديگرى از آن جمله صاحب تصانيف محمد بن عبد اللّه بن - مالك الجيانى بود و او نيز در سنه 672 از عالم انتقال نمود و ايضا صاحب تاريخ اسكندريه « حافظ منصور بن سليم بن وجيه الدين العمادية الاسكندريه » در زمان سلطنت بندقدار در سنه 674 از لباس حيات عارى گشت و از جملهء دانشمندان عاليمكان آنزمان ديگرى امام شيخ محى الدين النوويست و نام امام محى الدين يحيى بود و اسم شريف پدرش شرف بن حسن ولادتش در عشر اواسط از ماه محرم الحرم سنه 631 دست داد و در سنه تسع و اربعين جهة تحصيل بدمشق شتافت و در مدرسهء رواحيه قرب دو سال ساكن بوده تمامى اوقات را بمطالعه مصروف داشت چنانچه در آن مدت اصلا پهلو بر زمين ننهاد و در سنه 651 مصحوب والد خود به مكه رفته بگذاردن حج اسلام فايز شد و در سنه 665 آغاز تصنيف نموده تا سنهء سته و سبعين و ستمائه كه وفات يافت بان كار مشغول بود روضه منهاج المناسكين و تهذيب الاسماء و اللغات و شرح صحيح مسلم و شرح المهذب و كتاب التبيان و كتاب الارشاد و كتاب التفسير و التقريب و كتاب رياض الصالحين و كتاب الاذكار و كتاب الاربعين و كتاب طبقات الفقهاء الشافعيه از جملهء مؤلفات امام نووى است .